خدا ، نهایت عاشقی

آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد...

خدا ، نهایت عاشقی

آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد...

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با موضوع «شهدا» ثبت شده است

یه روزگاری سفره فرماندهان این مملکت اینجوری بود ...


کلاه خودمون رو قاضی کنیم
الان کدوم یکی از ما رو اگه بنشونند سر همچین سفره ای بهمون برنمیخوره ؟

واقعا اینجا باید گفت : « کجایــــــــند مردان بی ادعــــــــا"
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۲ ، ۱۳:۱۲
آسمان همین جا کنار ماست

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۹۲ ، ۱۴:۰۹
آسمان همین جا کنار ماست

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۰۳
آسمان همین جا کنار ماست

1 کارت براے امام رضا(ع).. مشـــهد

1 کارت براے امام زمان (عج).. جمـــکران

1 کارت براے حضرت معصومـہ(س).. قــــم

این یکے را خودش برده بود انداختـہ بود توی ضـــریح.

◘ ◘ ◘ ◘

«چرا دعـــوت شـــما را رد کنیم؟

چرا به عروسے شــما نیــــاییم؟

کے بهــتر از شما؟

ببین همــــہ آمدیم.

شما عزیــــز مـــا هستی»

◘ ◘ ◘ ◘

◥ حضرت زهــــــ❤ـــــرا(س) ◣ آمده بود بـہ خــوابش ..

درست قبل از عروسے..!

◘ ◘ ◘ ◘

عروسی سردآر شهیـــــد ردانی پور را گویمت همآنی که مفقود الاثر مثل مــــآدرش ماند... 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۲ ، ۱۲:۵۳
آسمان همین جا کنار ماست

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۲ ، ۱۴:۳۲
آسمان همین جا کنار ماست

باران می آمد.

روی سنگ قبر نوشته بود«شهید مصطفی احمدی روشن»

از خواب پریدم.

مصطفی ازم خواستگاری کرده بود،

ولی هنوز عقد نکرده بودیم.

بعد از ازدواج خوابم را برایش تعریف کردم 

زد به خنده و شوخی. گفت «بادمجون بم آفت نداره» ولی یک بار خیلی جدی پاپی اش شدم که 

«کی شهید می شی مصطفی» مکث نکرد،

گفت« سی سالگی».

باران می بارید شبی که خاکش می کردیم.

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۲ ، ۱۰:۱۷
آسمان همین جا کنار ماست

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش هر جا می رفت همراه خودش می برد..

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟
گفت: آرپی جی زن بوده
توی عملیات آنقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه
باید براش بنویسی تا بفهمه


گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود
چشم و گوشمان که باز نشد هیچ ، ..... بماند!

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۲ ، ۱۲:۵۲
آسمان همین جا کنار ماست

اونایی بودن که واسه خاطر حفظ ناموس مردم رفتن جنگ
نه اونائیکه سر ناموس مردم در جنگند
کسانی که از تمام هست و نیستشون گذشتن!
یه عده زیر زنجیر تانک با بدن های له شده...
یه عده هم روی مین فسفری ذره ذره آب میشدند حتی جیک هم نمیزدن تا عملیات لو نره و سایر همرزماشون شهید نشن! و فقط بوی گوشت کباب شده بود که...
یادمون نره کی بودیم
یادمون نره کی هستیم
یادمون نره چرا هستیم

و در آخر یادمون نره خیلی خون ها ریخته شد تا من و تو توی آرامش باشیم...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۲ ، ۱۰:۰۴
آسمان همین جا کنار ماست

هر دو سه آرپی چی که می زد یکبار سجده می کرد روی لبه خاکریز و خدا را شکر می کرد.

لحظاتی بعد دوباره بلند می شد آرپی چی می زد.

این بار سجده اش طول کشید!

می خواستم حرفی بزنم نشد، جلو رفتم نگاه کردم دیدم تیر خورده بود وسط پیشانیش.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ ارديبهشت ۹۲ ، ۱۴:۰۹
آسمان همین جا کنار ماست

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟

مادر گفت : باقالی پلو با ماهی

با خنده رو به مادر کرد و گفت :

ما امروز این ماهی ها را می خوریم 
و یه روزی این ماهی ها ما را می خورند!

چند وقت بعد ..عملیات والفجر 8 ... 

درون اروند رود گم شد ...

و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد ....

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۱ ، ۱۴:۰۵
آسمان همین جا کنار ماست