خدا ، نهایت عاشقی

آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد...

خدا ، نهایت عاشقی

آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش می یابد...

پیام های کوتاه
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۱، ۰۹:۲۳ ق.ظ

هر شب یک دعا کن

زن کشاورزی بیمار شد، کشاورز به سراغ یک راهب بودایی رفت و از او خواست برای همسرش دعا کند .
راهب دست به دعا بر داشت و از خدا خواست همه بیماران را شفا بخشد.
ناگهان کشاورز دعای او را قطع کرد و گفت :
” صبر کنید ! از شما خواستم برای همسرم دعا کنید و شما دارید برای همه بیماران دعا می کنید ! ”
راهب گفت : ” من دارم برای همسرت دعا می کنم …”
کشاورز گفت : اما برای همه دعا کردید
با این دعا ، ممکن است حال همسایه ام که مریض است ، خوب بشود و من اصلا از او خوشم نمی اید.

راهب گفت : تو چیزی از درمان نمی دانی ، وقتی برای همه دعا می کنم دعاهای خودم را با دعاهای هزاران نفر دیگری که همین الان برای بیماران خود دعا می کنند ، متحد می کنم ، وقتی این دعاها با هم متحد شوند ، چنان نیرویی می یابند که تا درگاه خدا می رسند و سود آن نصیب همگان می شود .
دعا های جدا جدا و منفرد ، نیروی چندانی ندارد و به جایی نمی رسد !

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۱/۱۲/۲۳
آسمان همین جا کنار ماست

کشاورز

مریض

دعا

داستان

نظرات  (۲)

۲۳ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۴۱ عاشق شهادت
سلام خیلی خوب بود.
سلام مثل همیشه جالب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">